تبليغاتX
جامعه شناسي پژوهش و توسعه
به آينده ي ايران لبخند بزنيم
اشاره:
لزوم حضور دین در عرصه های مختلف زندگی بشر، از دیرباز مورد بحث و توجه اندیشمندان و متفكران بوده است.
در برخی از برهه های زمانی، نقش و حضور دین پررنگتر و دخالت آن در شؤون مختلف زندگی بشر، بیشتر بوده است. اما پیدایش برخی تغییرات در نوع نگاه جامعه بشری به پدیده دین، دینمداری و حضور و نقش دین در زندگی اجتماعی افراد، باعث شد تا بعد از رنسانس اروپا، حضور دین در شؤون اجتماعی زندگی افراد كم رنگ شود.

نگاهی به تاریخ ادیان و جامعه بشری، این نكته را كه بشر هیچ گاه و در هیچ زمانی بدون دین و یا تفكرات و ایدئولوژی دینی نمی زیسته، بر همگان روشن می سازد.
اما حضور حداكثری یا حداقلی دین در جامعه، به نوع نگاه متفكران و روشنفكران آن و مهمتر، عملكرد دینداران و دینمداران جوامع بستگی دارد.
با توجه به آنچه بیان شد، تردیدی نیست كه در جامعه كنونی ما كه تغییر در نوع تفكرات ایدئولوژیكی افراد، باعث تغییر در روش زندگی آنان شده است، دین همچنان خواهد توانست در همه شؤون زندگی افراد نقش داشته باشد. قبل از آن، باید روشن ساخت كه معیار اصلی وجود گرایشهای دینی در هر جامعه ای چیست؟ دكتر اصغر مهاجری، جامعه شناس و استاد دانشگاه تهران، در گفتگو با قدس به بررسی چگونگی كاربردی نمودن دین در زندگی پرداخته است كه تقدیم می گردد.

اگر مایلید، بحث را با معیارها شروع كنیم. به نظر حضرت عالی، معیار اصلی وجود یا نبود گرایش دینی در جامعه چیست؟ آیا باورهای دینی در این سنجش ملاك است یا عمل دینی و به عبارت دیگر، دینداری مناسكی؟ من معتقدم گرایش به دین، در راستای پاسخهایی است كه این دین به نیازهای بشر می دهد. به عبارت روشن تر، دین پاسخ به نیازهای بشری است و گرایشهای دینی در این پاسخ نهفته است.
اگر یك دین بتواند با به هنگام كردن و به روز نمودن خودش، در راه رفع نیازهای افراد گام بردارد، می تواند تأثیر بسیاری در افزایش گرایشهای دینی مردم داشته باشد.
البته، باید به این نكته توجه شود كه هر چند اهتمام به نیازهای اجتماعی افراد، از درجه اهمیت بالایی برخوردار است؛ اما در عین حال، هیچ جامعه ای را نمی یابیم كه گرایش به دین در آن به عدد صفر برسد. گرایش دینی همواره در جوامع وجود داشته است، اما افزایش یا كاهش این گرایشها، تابع زنده بودن و به هنگام بودن دین در پاسخ به نیازهاست. در برخی از جوامع، سكانداران دین با ایجاد یك سیستم خبره و آگاه ساز، برآیندی از نیازهای بشری و تعامل پویای دین و زندگی اجتماعی به دست آورده و تلاش می كنند دین را معبری برای پاسخ گویی به نیازهای مردم معرفی كنند. در چنین جوامعی، گرایش مردم به دین افزایش می یابد.
سكانداران دین، باید چه در بعد جامعه شناختی و چه روان شناختی، به اعمال و رفتارهای دینی و همچنین به انگیزه ها و مسایل روانی دینداری، توجه كنند.
دین خیلی جامع است و از آنجا كه ابعاد مختلفی دارد، دارای حركت و جنبش اجتماعی است.
این جنبش سه بعد دارد؛ بعدشناختی، روان شناختی و اجتماعی. اگر كسی می خواهد میزان گرایش مردم یك جامعه نسبت به دین را اندازه گیری كند، باید به هر سه بعد با یك نگرش سیستمی توجه نماید. یعنی می توان با تركیب شاخصهای عاطفی و روان شناختی، حوزه های معرفتی و اجتماعی دین را كه در اعمال و مناسك دینی تجلی پیدا می كند، سنجید. البته، اگر در برخی موارد بعضی از شاخصهای مناسكی دین در بعد اجتماعی كمرنگ شود، نمی تواند دلیل بر كاهش گرایشهای دینی مردم باشد، چون ابعاد روانی و عاطفی و معرفتی آن خیلی مهم هستند.
سنجش میزان گرایشهای دینی مردم با توجه به اعمال مناسكی سنجش كاملی نیست، بخصوص زمانی كه افراد یك جامعه از پیچیدگی های خاصی برخوردار باشند. به عنوان مثال، مردم ایران از تنوع و پیچیدگی شخصیتی خاصی برخوردارند. در بعضی موارد، این ویژگی شخصیتی باعث می شود افراد یك جامعه بخشی از دین را در مناسك و زندگی شان پیاده نكنند.
بنابراین، بهترین راه برای اندازه گیری تمایل یك جامعه به دین، استفاده از سه بعد معرفتی، عاطفی و اجتماعی دین برای پاسخ گویی به نیازهای آنان است. ممكن است فردی دیندار باشد و بسیاری از نیازهای روانی خود را در خلوت خود و خدایش پاسخ بگیرد، اما گرایشهای او هیچ گاه در رفتار اجتماعی و مناسك عمومی تجلی پیدا نكند، این نكته در مناسك كه جنبه اجتماعی قوی تری دارد، جلوه بیشتری می یابد. نمونه بارز و تاریخی این مسأله، همان داستان معروفی است كه مولانا روایت می كند و تذكری كه به حضرت موسی(ع) داده می شود تا به نحوه ارتباط چوپان با خداوند نگاه مثبتی داشته باشد. این دسته از افراد، از آنجا كه از طریق حالتهای خاص و فردی با خدای خود ارتباط دارند، دارای رفتارهایی پیچیده اند. در این صورت است كه سنجش گرایشهای دینی این گونه جوامع، بسیار سخت و گهگاه غیر ممكن است.
آیا افول برخی از مناسك جمعی می تواند نشان از كاهش گرایش به دین در جامعه باشد؟ متولیان امور مذهبی و دینی مردم باید به این نكته توجه كنند در مكانی كه محل برگزاری مناسك دینی جمعی افراد است، باید به نیازهای جدید دینداران هم پاسخ داده شود. من اعتقادم بر این است كه كاهش حضور مردم در انجام مناسك جمعی دلیل بر بی دینی افراد نیست؛ بلكه این یك هشدار است كه باید مناسب با شرایط آن را تحلیل كرد.

حضرت عالی تأكید زیادی بر توجه به نیازهای روز جامعه داشتید. آیا جامعه امروز نیاز به اصلاح در سیر فهم دین و رفتار دینداران و به عبارت دیگر، احیای حقایق دین ندارد؟ یقیناً این نیاز احساس می شود و لزوم انجام اصلاحات در این زمینه وجود دارد در فرایند جامعه پذیری دینی و فرهنگ پذیری دینی، به یك اصل باید توجه جدی شود و آن این كه شیوه تقلید، یكی از شیوه های فرهنگ پذیری و جامعه پذیری دینی است. شیوه تلقین و تقلید در این فرایند بسیار كاربرد دارد و از طرف بزرگان هم انجام می شود. اگر این تجسمها كه در افراد جاری می شود، به شكل صحیح صورت نپذیرد؛ در انتقال مفاهیم دینی و علاقه مندی به دین، تأثیر منفی خواهد داشت.
من معتقدم یك الگوی خوب، در میزان جامعه پذیری دینی افراد تأثیر بسیار زیادی دارد.
نوع نگاه دینداران و دیدگاه آنان در ارتباط با معرفی دین به جامعه و تقویت آن در جامعه، بسیار مؤثر است و با این مسأله ارتباط تنگاتنگ دارد.

آیا می توان نبود اتحاد در ارایه یك شیوه تبلیغی یكسان به جامعه توسط نهادهای مرتبط با فرایند جامعه پذیری دینی را عاملی برای این اتفاق ناخوشایند دانست؟ بله، اولین و مهمترین ایرادی كه به همه رسانه های دیداری، شنیداری و نوشتاری و همچنین عوامل اجتماعی كننده مثل مساجد و مدارس وارد است، این است كه یك هماهنگی معین در انتقال مفاهیم دینی به جامعه وجود ندارد.
تعارض ارایه الگوها و فرایند اجتماعی كردن دین در جامعه زیاد است و چون نسبت به اینكه ما به چه قسمتی از دین بیشتر نیاز داریم، نیازسنجی نمی شود، عرضه كنندگان كالاهای دینی، تولیداتشان متناسب با نیازهای دینی مردم نیست. یكی از مسایل مهمی كه حتی گهگاه فراموش شده، بعد قوی و در عین حال مهم و حیاتی اجتماعی دین است. آن تصویری كه از دین و تعریفی كه از آن ارایه می شود، بیشتر آن بعد معرفت شناسی و مباحث فلسفی دین است. این مباحث شاید نیاز حوزه محدودی از جامعه باشد؛ اما باید به توده مردم و مخاطبان عامه دین هم توجه شود. ما نیازمند بررسی جامعه شناختی دینی هستیم. كسانی كه در امور دین مسؤولیت دارند، باید پاسخگوی این نیازها باشند.

جامعه امروزی، با تغییراتی مثل جهانی شدن و گسترش ارتباطات و دسترسی عموم مردم به رسانه های جمعی مواجه شده است. این پدیده لزوم بازنگری در شیوه انتقال مفاهیم دینی به مردم را نمی طلبد؟ تغییر در روشهای آموزش دینی و انتخاب روشهای اثربخش تر، نیز از دیگر مسایلی است كه باید به آن پرداخت. به نظر من، روشهای انتقال مفاهیم باید به صورت كارگاهی باشد.
متولیان و مربیان مناسك و باورهای دینی باید شكل آموزش را بر اساس نیاز افراد تغییر دهند. علاوه بر این، حضور مخاطبان دین در این جلسات آموزشی ضروری است، زیرا وقتی فرد در ایجاد مفاهیم شركت داشته باشد، یادگیری و باور آن مفاهیم برایش آسان تر خواهد بود. اما در روشهای متعلمی و یك سویه، چون شنونده و گوینده وجود دارد، روشها ناكارآمد و بی تأثیر است. از طرف دیگر، خانواده ها به عنوان اعضای فعال در فرایند انتقال مفاهیم مشاركت كمتری دارند و ارتباط آنها با یك نوجوان و پذیرنده مفاهیم دینی یك سویه است، در حالی كه این ارتباط باید مشاركتی باشد.
لذا می بینیم كه عرصه های تبلیغی دین یا یك سویه است و یا توأم با تعارض. و عوامل تبلیغ كننده دین، چون هارمونی یك حركت هماهنگ را ندارند، در انتقال مفاهیم، شیوه های متعارضی دارند، كه یا با نیاز مخاطب و مصرف كننده مفاهیم و محصولات دینی هماهنگ نیست و یا كارآمدی لازم را ندارد.

آسیبهایی كه در این زمینه، جامعه را تهدید می كند، چیست؟ مهمترین آسیبی كه در ارایه نكردن تصویر شفاف از دین متوجه مردم می شود، نمایاندن چهره ای مبهم و مه آلود از دین است. در حالی كه باید دین را به شكل شفاف به مردم نشان داد.
اگر دین را به عنوان مددكار اجتماعی معرفی كنیم، هم به دین جفا می شود و هم به افكار عمومی جامعه. لذا مهمترین آسیبی كه در این زمینه به دین و مردم روا داشته می شود، مادی كردن دین و تبدیل آن به ابزاری برای پاسخ به نیازهای این جهانی انسانهاست. در حالی كه ماهیت دین تعالی و تكامل بشری و توجه به نیازهای عالی اوست.
راهكارهای كاربردی نمودن دین در زندگی فردی و اجتماعی افراد چیست؟ من به عنوان یك جامعه شناس، اعتقادم بر این است كه دین را می توان قدری ساده تر هم تعریف كرد. یعنی اگر بخواهیم دین را مجموعه ای از آیین نامه ها، دستورالعملها، مجموعه فرهنگ و ارزشها و هنجارهای خوب زیستن تلقی كنیم، آن زمان باید به ضرورت دین در زندگی اجتماعی توجه داشته باشیم. كاركردهای دین می تواند پنهان یا آشكار باشد. از نظر جامعه شناسی، كاركردهای پنهان دین، اثربخش تر از كاركردهای آشكار آن است.
اعتقاد من بر این است كه دین كاركردهای بسیار زیادی دارد و با توجه به همین كاركردها، اگر آن را از زندگی اجتماعی افراد حذف كنیم، زندگی آن افراد دچار مشكل خواهد شد. به همین دلیل، شما جامعه ای را كه در آن دین وجود نداشته باشد، نمی یابید.
حتی كشورهایی كه سیاست زده اند، با اینكه برای پیشبرد اهدافشان سیاستهای خلاف دین را مطرح می كنند، اما باز هم شاهد اعتقادات دینی مردم آنها هستیم.
به عبارت دیگر، بر اساس یافته های پژوهشهای اجتماعی، حذف دین از زندگی اجتماعی امری غیر ممكن است. عرصه ها و كاركردهای دین بسیار گسترده است كه مهمترین بخش آن، گستره اجتماعی آن است.
من معتقدم اگر دین بخواهد كاركرد داشته باشد، باید از آسمان به زمین بیاید. هر چه دین دست نیافتنی تر و از زندگی مردم دورتر باشد و مردم را در لحظه لحظه زندگی همراهی نكند، فاصله اش از مردم بیشتر می شود.
برای اینكه این اتفاق نیفتد، باید دین را زمینی كرد تا كاركردهای مد نظر خالق آن برای بهتر زندگی كردن بشر تأمین شود. این اولین كاری است كه باید صورت بگیرد.
بسیاری از هنجارهای اجتماعی،فرهنگی یك قوم، برای اینكه پویا و قابل مصرف باشند و مورد تعرض واقع نشوند، یك لایه از دین را به خود می گیرند. به همین دلیل، دین مدام نیاز به پالایش دارد و اگر این پالایش توسط خبره ها انجام نشود؛ یك دین ناب در اختیار مردم قرار نمی گیرد. اگر چنین نباشد، دین مسموم كننده است و نقشهای مثبت خود را در زندگی مردم ایفا نمی كند.
مسأله دیگری كه طرح آن ضروری است، وجود یك سیستم خبره و آگاه ساز در امور دین است تا با رصد كردن نیازمندیهای اجتماعی افراد، مردم را در مسیر بهره مندی از دین یاری كنند. گسترش پژوهشهای اجتماعی با محتوای دینی در این زمینه، كمك بزرگی به متولیان امور دینی جامعه خواهد كرد.
نكته مهمی كه باید به آن توجه شود این است كه دین باید با تغییرات اجتماعی هماهنگ شود و پاسخگوی نیازهای جامعه باشد. جلو افتادن یا عقب ماندن از این تغییرات، خسارتهایی را بر بشریت وارد خواهد ساخت. من معتقدم بین دین و زندگی اجتماعی افراد تعامل وجود دارد. منتها این رابطه با یك سنجش قابل اجراست و سنجش این تعامل باید مستمر باشد.
اگر همه این عواملی كه ذكر شد در راستای ضروری كردن دین در زندگی اجتماعی افراد ،كه از آن اجتنابی نیست،به كار گرفته شود، فرایند جامعه پذیری دینی در جامعه نهادینه می شود و افراد را به یك دین پویا و سازنده باورمند می سازد. اگر این اتفاق بیفتد، ضرورت اجتناب ناپذیری دین در جامعه و استفاده آن برای بهینه سازی زندگی مردم، بر همگان روشن خواهد شد. و این همان تعامل پویای دین و زندگی افراد است.
برای ایجاد این تعامل كه لازمه یك زندگی خوب در اجتماع است، باید نگرش طبقاتی به دین حذف شود و راه یافتن پاسخهای متناسب با نیاز جامعه از دین فراهم گردد و مهمترین عمل در این راستا، انتقال مداوم نیازهای جامعه به سكانداران دینی است تا با پاسخ به این نیازها، جامعه موجد دینداران و دینمداران شود و از بركات فزاینده دین برخوردار گردد.
طیبه مروت

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت 13:50  توسط دکتر اصغر مهاجری  | 


اگر پیگیر سریالهای رنگ و وارنگ تلویزیون باشید، مسلما متوجه روند جدید برخی سریالها شده‌اید؛ روندی كه در پی آمارهایی نامطمئن اتخاذ شده است و در آن با تكیه بر آمار بیشتر بودن تعداد دختران نسبت به پسران در كشور، دیگر دختر است كه به دنبال پسر می‌رود و می‌خواهد كه با او ازدواج كند! از آن جایی كه شك در این نوع مسائل را بسیار جایز می‌دانیم، تصمیم گرفتیم كه از نقطه صفر شروع كنیم. پس بنا را بر گفت و گو با یك جامعه‌شناس آگاه قرار دادیم و این طور قرارداد كردیم كه از خانه اول جلو برویم. دكتر اصغر مهاجری، استاد دانشگاه و جامعه‌شناس، چهره آشنایی است كه علاقه‌مندان به مباحث جامعه‌شناسی به خوبی او را می‌شناسند. صحبت درباره این موضوع، و این كه اصلا این آمار صحت دارد یا خیر، و اگر صحت دارد، آیا این روند سیما، روند صحیحی است برای ما بسیار راهگشا بود. مسلما امیدواریم كه بتواند گره‌های ذهن شما را هم باز كند و شما را به فضایی جدید ببرد. فضایی كه جامعه سنتی ما انگار نمی‌خواهد آن را باور كند.
دخت ایران: آقای دكتر! اصلا این آمار درست است كه تعداد دختران جوان جامعه ما از تعداد پسران جوان بیشتر است؟
مسئله بسیار ظریف و پیچیده‌ای است و برای خروج از پیچیدگی ظاهری، نیاز است كه چند مقدمه را خدمتتان عرض كنم. از حیث جمعیت‌شناختی، در سراسر دنیا تعداد جنس پسر به دختر متفاوت است. میانگین جهان نشان می‌دهد كه به ازای هر ۱۰۰دختر، ۱۰۴.۵پسر وجود دارد كه در این میان هند استثناست.
از حیث بهداشتی-جمعیتی هم باید گفت كه پسرها در دوران نوزادی توانمندیهای زنده ماندنشان كمتر از دخترهاست. از این رو مرگ و میر كودك پسر از لحاظ كالبدی و فیزیولوژی بیشتر است. همچنین مرگ و میر زیاد مردان در سنین میانسالی به دلیل قرار گرفتن در معرض شغل‌های سخت (مانند جنگ، رانندگی و امثال آن) باعث شده است كه ریزش جمعیتی مردان بیشتر باشد. البته این عدم تعادل در اواسط ساختمان جمعیتی تعادل پیدا می‌كند، اما در انتهای آن با توجه به امید به زندگی بیشتر زنان (حدودا ۷۲ سال)، جمعیت نسبی زنان افزایش پیدا می كند.

دخت ایران: با توجه به این كه در سنین جوانی وزن جمعیتی در حالت تعادل قرار دارد، پس چرا باز هم اخبار عدم تعادل نسبت دختران به پسران را می‌شنویم؟
در كشور ما یك متغیر این تعادل وزنی را به هم می‌زند و باعث می‌شود خبرهایی نظیر این را بشنویم كه ۲ میلیون عروس بدون داماد داریم. در جوامع شرقی رسم است كه برای ازدواج، پسر بزرگتر از دختر باشد و در این جوامع اختلاف سن میان زن و مرد منطقی است. مثلا برای یك دختر ۱۸ ساله، پسر ۱۸ ساله آماده ازدواج نیست و یا پسر ۲۲ ساله دامنه انتخاب گسترده‌تری دارد. این عامل شرایط را به نفع پسران تغییر می‌دهد و باعث می‌شود به قول اقتصاددانان عرضه و تقاضا به هم بخورد. در اصل تقاضای دختران این است كه ازدواج كنند؛ اما تعداد پسران آماده ازدواج برای آنها كمتر است. با توجه به این كه دختر بیشتری در جامعه هست، پس طبیعی است كه دخترها برای یافتن همسر باید بیشتر تلاش كنند.
با این تفاسیر شاهد این هستیم كه وزن حضور دختران در جامعه بیش از پسران است. حالا شما بگویید كه در این میان چه كسی بیشتر علامت می‌دهد؟

دخت ایران: مسلما دختر! در این میان عقب افتادن زمان ازدواج هم نقش بازی می‌كند؟
بله. با توجه به گرفتاریهای اقتصادی، ازدواج‌ها به تعویق افتاده و عرصه را بر دختران تنگ‌تر كرده است. آن وقت در فرهنگ ماست كه دختر ترشیده معنا پیدا می‌كند و خانواده پس از یك مدت نگران ازدواج نكردن دخترشان می‌شوند. من معتقدم این نگرانی‌ها اصلا معنا ندارد. رسم دیگر ما هم این است كه دختر نمی‌تواند نسبت به پسر ابراز علاقه كند و اگر این كار را انجام دهد در شاخص‌های فرافكنی قرار می‌گیرد. تمام این مسائل دست در دست هم می‌دهد تا دختر در این میان بیشتر تلاش كند و مثلا دائم ادعا كند كه كسی او را می‌خواهد. در صورتی كه این طور نیست و فقط این موضوع باعث التهاب می‌شود.

دخت ایران: برای كم كردن این التهاب سیمای جمهوری اسلامی ایران چه وظایفی دارد؟
وظیفه رسانه‌های جمعی، فرهنگ‌سازی است. رسانه در واقع آینه انعكاس اتفاقات جامعه است و وقتی یك كارگردان، هنرمند، بازیگر یا هر فرد دیگر می‌خواهد اثری بسازد،‌ باید آن اثر جزو تجلیات جامعه باشد. مسلما تلویزیون هم دارد وظایفش را به درستی انجام می‌دهد و سعی می‌كند تا قبح این مسائل شكسته شود؛ وقتی هم بیننده می‌بیند خوشش می‌آید، چون وجود دارد.
این كه مقام معظم رهبری به صورت هوشمندانه از مهندسی فرهنگی حرف می‌زنند انسان می‌فهمد كه فرهنگ چقدر مهم است. الان مدیران فرهنگی ما حتی «ف» فرهنگ را هم نمی‌دانند! ما برای بحران‌هایمان راهكار نمی‌اندیشیم و به فكر چاره نیستیم. هوشمندی فرهنگی حتی می‌تواند موجب نجات اقتصادی ما بشود. من نگرانی‌ام این است كه فضا را درك نمی‌كنیم.

دخت ایران: یعنی معتقدید كه در درك این فضا رسانه ملی به خوبی وظایف خود را انجام می‌دهد؟
نمی خواهم بگویم رسانه ملی خوب كار می‌كند. اما در رسانه ملی وظایف تفكیك شده است. بعضی‌ها در آثارشان درد را نشان می‌دهند، برخی پا را فراتر می‌گذارند و راهكار ارائه می‌دهند. وقتی راهكار ارائه می‌شود، به دستگاه‌های اجرایی بر می‌خورد! انتظار ما از رسانه انتظار درستی نیست. وقتی دستگاه‌های اجرایی الگوهایی را تعریف و مطرح می‌كنند، می‌توان از رسانه انتظار داشت كه بیاید و این الگوها را سازماندهی كند. وقتی یك ستاره خوب با یك الگوی خوب ارائه شود، می‌توان از رسانه انتظار داشت كه با پتانسیل‌هایش این الگو را به باورگاه جوانان وارد كند.

دخت ایران: پس می‌گویید رسانه ملی باید طوری عمل كند كه بتوان سنتهای جدید را وارد مسائل دختر و پسر كرد. مثلا جا بیندازد كه دختر به خواستگاری پسر برود؛ درست است؟
آفرین! ما در ادبیات دینی این موضوع را داریم. گرچه می‌گویند خانم باید ناز بكند، اما من جامعه‌شناس با این موضوع مخالفم. زن می‌تواند بسیار باوقار، سنگین و بدون مشكل خاص، بسیار زیبا و در چارچوب یك رابطه پویا از پسر مورد نظر خودش خواستگاری كند. ما چون این موضوع را قبح می‌دانیم، برایمان معضل می‌شود. بعضی از مسایل، سنتهای ملی ماست كه به نوعی برای ابقای خود ظاهر دینی هم به خود گرفته‌اند. مثلا در ایران گذشته، به دلیل تعرض بالا به زنان، جنس زن كمتر در جامعه حاضر می‌شد؛ اما با پیروزی انقلاب اسلامی به دلیل سنت‌شكنی زیبای حضرت امام خمینی(ره) زن به بیرون از خانه آمد و وارد عرصه‌های سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، هنری و حتی نظامی شد. منتها ما این فرصت را به درستی مدیریت نكردیم.
ما در هیچ جای جهان مثل كشور خودمان بحث آرایش دخترها را نداریم. خیلی‌ها فكر می‌كنند این خانم آرایش كرده نیازهای جنسی دارد. اما به نظر من این یك فریاد علیه مردسالاری است.
اگر ارتباطات به صورت عادلانه تعریف نشود، باید منتظر باشیم كه به صورت غیرعادلانه رشد كند و خودش را نشان دهد. باید منصفانه واقعیتها را پذیرفت.

دخت ایران: فكر نمی‌كنید كه رسانه ملی در این زمینه كمی با سرعت بیشتر از جامعه حركت می‌كند؟
من مسئولیتی در صدا و سیما ندارم كه بخواهم در قبال این موضوع پاسخگو باشم. اما به عنوان یك جامعه‌شناس باید بگویم با سرعت نمی‌شود كار كرد. سرعت باعث می‌شود فرهنگ در كشور به بیراهه برود. باید از لحاظ ذهنی آرام آرام جلو رفت. من ادعا دارم كه بسیاری از متصدیان فرهنگی ما، فرهنگ نمی‌دانند. در این زمینه وقتی سخنان عالمانه رهبری را می‌شنویم متوجه موضوع می‌شویم. فكر می‌كنم خیلی‌ها در این زمینه دارند فرصت‌سوزی می‌كنند. البته در این میان آلودگی حوزه فرهنگ و سیاست هم به این فرصت‌سوزی كمك می‌كند. بین دستگاههای فرهنگی ما هماهنگی وجود ندارد.

دخت ایران: بسیاری از كارشناسان مذهبی از سیما دل خونی دارند و معتقدند كه خیلی از این مشكلات زیر سر فیلمهای سیماست. یعنی صدا و سیما در این زمینه از دیگر دستگاههای فرهنگی مقصرتر است. موافقید؟
باید با عدد و رقم این مسائل مطرح شود. سازمانهای دیگری هم هستند كه اگر از سیما بیشتر مقصر نباشند، مسلما كمتر مقصر نیستند. رسانه ملی وظیفه دارد كه كارآمد باشد. من اعتقاد دارم كه اگر این تقصیرها را بخواهیم تقسیم كنیم، كمترین تقصیر به رسانه ملی می‌رسد.

دخت ایران: چه راهكارهایی را می‌توان پیشنهاد كرد؟
اصحاب معرفت در حوزه فقاهت باید به این موضوع توجه كنند. ببینید! میانگین بلوغ جنسی طی ۳۰ سال گذشته روی عدد ۱۵.۵ نزول پیدا كرده است و بر اساس پیمایش‌های فراوان علمی، اكنون این رقم به عدد ۱۱.۶ سال رسیده است. یعنی یك نوجوان در سن ۱۱ سالگی (به طور میانگین) به سن بلوغ می‌رسد.
میانگین ازدواج در كلانشهرها برای پسران به ۲۸ سال و برای دختران به ۲۵ سال رسیده است كه میانگین سنی را به عدد ۲۶.۵ می‌رساند. نتیجه این می‌شود كه یك جوان باید ۱۶ سال از بلوغ جنسی‌اش بگذرد اما دسترسی به ازدواج برای او فراهم نباشد. در گذشته تحریكات جنسی اگر ۱۰مورد بود، اكنون این تحریكات نزدیك به یك هزار مورد می‌رسد. حتی خیابانهای شهرها هم به نوعی تحریك جنسی محسوب می‌شوند. باید راهی پیدا شود كه این تمایلات ابراز شود و اگر تدبیری اندیشیده نشود،‌ مسائل زیرزمینی شده و آثار تخریبی فراوانی خواهد داشت. هم پسر تخریب می‌شود و هم دختر. اما مسلما دختر بیشتر تخریب می‌شود. باید نشست و فكر كرد و راهكاری اندیشید.

دخت ایران: آقای دکتر مهاجری از زمانی که در اختیار «دخت‌ایران» گذاشتید تشکر می‌کنیم.
+ نوشته شده در  جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 12:42  توسط دکتر اصغر مهاجری  | 

 
گنبد سلطانیه بزرگترین گنبد آجری دنیا
گنبد سلطانیه بزرگترین گنبد آجری دنیا
آثار ارسال شده به دبیرخانه جشنواره از دو جنبه سفره‌آرایی و عکاسی مورد بررسی هیئت داوران قرار گرفت و در نهایت از بین ۱۰۹ اثر ارسالی ۲۶ اثر تأیید شد.
 
 
 
 
 
 
کسانی که به عنوان بخشدار سلطانیه، فرماندار ابهر یا استاندار زنجان چشم به راهند تا ابرهای باران اعتبارات به سوی آنان روان شود، در اندیشه‌ای باطلند. چرا که گدایی کردنهای ریز، امکان توسعه سلطانیه را به وجود نخواهند آورد.
این جملات بخشی از صحبتهای دکتر اصغر مهاجری عضو هیئت علمی دانشگاه تهران و جامعه‌شناس برتر کشور بود که در مراسم اختتامیه جشنواره سین هشتم ایراد شد.
این جشنواره، رقابتی بود بین سفره‌های هفت‌سین مختلف که در زیر گنبد نیلگون سلطانیه صورت گرفت.
مهاجری در بخش دیگری از سخنانش گفت: رهایی صاحبان سلطانیه از زندان فقر در راهکارهایی که جسته‌اند و رفته‌اند نیست.
وی اظهار داشت: زنجان، قابلیتهای زیادی برای ثروتمند شدن دارد ولی دافعه‌های درون استانی، این اجازه را به آن نمی‌دهد.
این استاد دانشگاه افزود: سلطانیه، توسط سلطانیه و ابهر و زنجان قادر به توسعه و پیشرفت نخواهد بود بلکه موضوع سلطانیه یک موضوع بین‌المللی است و کار بر روی آن هم باید بین‌المللی باشد.
او با اشاره به صحبتهای بخشدار سلطانیه که در همین مراسم، خبر ایجاد سایت سلطانیه را اعلام کرده بود، گفت: با ایجاد سایت سلطانیه، این منطقه در مدار توسعه ملی قرار نخواهد گرفت، بلکه با سوار شدن بر ظرفیتهای رسانه ملی، می‌توان زیرساختهای توسعه این بنای تاریخی و این منطقه را فراهم نمود.
مهاجری سلطانیه را منطقه فقیر ثروتمند کشور خواند و گفت: این منطقه هنوز در ذخیره ذهنی ایرانیان حتی به اندازه یک درصد هم شناخته نشده است در صورتی که اگر منطقه‌ای بخواهد در مسیر توسعه بین‌المللی قرار گیرد، باید حداقل ۲۵ درصد از افراد جامعه آن را بشناسند.
وی در پایان ابراز داشت: زنجان غنی‌ترین منابع انسانی را در سطح کشور داراست ولی متأسفانه هنوز نتوانسته است جایگاه اصلی خود را بیابد.
بخشدار سلطانیه نیز در این مراسم با بیان اینکه به منطقه سلطانیه آن طوری که باید توجه نشده است، گفت: هدف این است که در راستای معرفی جاذبه‌های گردشگری سلطانیه و همچنین جذب گردشگر و توریسم به این منطقه تلاش شود. ذوالقدر، برپایی جشنواره سین هشتم را اولین برنامه‌ای خواند که در جهت معرفی این مکان تاریخی صورت گرفته است و افزود: ثبت تصاویر ۳۶۰ درجه از گنبد سلطانیه، در راستای ایجاد تکنولوژی توریسم مجازی و همچنین راه‌اندازی وب سایت سلطانیه به سه زبان عربی، انگلیسی و فارسی از دیگر برنامه‌های بخشداری سلطانیه به منظور معرفی این منطقه می‌باشد.
او در پایان از افزایش دو برابری فروش بلیت بازدید از گنبد سلطانیه نسبت به سال گذشته خبر داد و گفت: بخشداری سلطانیه برنامه‌هایی نیز در بحث عمرانی و فرهنگی این منطقه در نظر گرفته است.
سومین سخنران مراسم اختتامیه جشنواره سین هشتم، حامد عزیزخانی دبیر انجمن روزنگاران بود. این انجمن با همکاری بخشداری سلطانیه و سازمان ملی جوانان برگزاری این جشنواره را بر عهده داشت.
عزیزخانی در رابطه با فعالیتهای این انجمن اظهار داشت: انجمن روزنگاران در جهت توسعه مباحث مربوط به شهروند الکترونیک فعالیت می‌کند و پیشنهاد برگزاری چنین جشنواره‌ای هم از سوی این انجمن به بخشداری سلطانیه پیشنهاد شد.
وی هدف از برگزاری این جشنواره را معرفی بیشتر بنای سلطانیه عنوان کرد و افزود: در ابتدا قرار بود تزئین سفره‌های هفت‌سین در مکان گنبد سلطانیه صورت گیرد ولی بعد قرار بر این شد که عکسهای مربوط به سفره‌های هفت‌سین از طریق سایتی که بدین منظور طراحی شده بود، دریافت گردند.
او افزود: آثار ارسال شده از دو جنبه سفره‌آرایی و عکاسی مورد بررسی هیئت داوران قرار گرفت و در نهایت از بین ۱۰۹ اثر ارسالی ۲۶ اثر تأیید شد.
دبیر جشنواره سین هشتم با اشاره به اینکه از بین ۲۶ اثر مورد تأیید هیئت داوران ۱۳ اثر به صورت پستی و بقیه به صورت اینترنتی ارسال شده بود، ادامه داد: نکته جالب توجه در این جشنواره این بود که ۸۰ درصد هزینه فراخوان مربوط به چاپ و نصب پلاکاردها و پوسترها شد و کمتر از ۲۰ درصد آن صرف تبلیغات در محیط سایبر گردید. یعنی نتیجه‌ای که در این محیط گرفته شد نزدیک به هفت برابر بیشتر بود.
عزیزخانی افزود: این جشنواره آغازی بود بر فعالیت در زمینه گردشگری مجازی وی در پایان از مسئولان درخواست کرد تا بحث سایبر را جدی بگیرند و در این زمینه با علاقمندان همکاری کنند.

منبع : روزنامه مردم نو
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 23:14  توسط دکتر اصغر مهاجری  | 

طی نشست گسست فرهنگی و شکاف نسل ها که با حمایت سازمان ملی جوانان استان کرمان در دانشگاه شهید باهنر استان برگزار شد، دکتر اصغر مهاجری جامعه شناس و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران بر ضرورت عمل به شعار جوان باوری در جامعه تأکید کرد.

 

بنا بر اعلام روابط عمومی سازمان ملی جوانان، دکتر مهاجری با اشاره به اینکه متغیرهای مانع در مسیر حرکت جوانان با عدم درک واقعی شعار جوان باوری از سوی بزرگسالان در ارتباط است گفت: زمانی می توانیم برای جوانان برنامه ریزی کنیم که توانایی این نسل را درک کرده باشیم. آنچنان که در بیانات مقام معظم رهبری حرکت های جوانان همواره همراه با شادابی توصیف شده اند و این باور پیامی برای همه مسئولین کشور است.

 

وی با اشاره به مطالعات روانشناسان، بهره هوشی نسل جدید را بیش از بهره هوشی نسل های پیشین اعلام کرد و اظهار داشت: گسترش ارتباطات جهانی، بهره گیری از فناوری اطلاعات و ارتباطات و افزایش سرعت تحولات این نتیجه را به همراه داشته و از این جهت، راهکارهایی که از سوی جوانان ارائه می شود، پویا تر است.

 

وی بر بحران نسل ها تأکید کرد و با اشاره به اینکه این بحران در ایران مشاهده نشده است گفت: صادق بودن جوانان و آینده نگری، استعدادها و قابلیت آنان، از تفاوت های نسل جوان کنونی با نسل های گذشته است.

 

گفتنی است، در این جلسه که با حمایت سازمان ملی جوانان استان کرمان و با همکاری انجمن پیشگیری از آسیب دیدگی اجتماعی برگزار شد، 140 نفر از دانشجویان و اساتید دانشگاه های کرمان حضور داشتند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 14:13  توسط دکتر اصغر مهاجری  | 

 

دوشنبه، 2 خرداد 1384 ساعت 09:40

تهران ، خبرگزاری سینا - مژگان فرجی

 .::برای دیدن در ادامه ی مطلب کلید کننید ::.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم بهمن 1386ساعت 13:45  توسط دکتر اصغر مهاجری  | 

 

تهران، خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۸۵/۰۹/۲۸‬
داخلي.جامعه اطلاعاتي.عكس.تهران.
"اصغر مهاجري" دبير علمي همايش و جشنواره توسعه جامعه مجازي ايران، عصر سه‌شنبه كه در اولين همايش و جشنواره توسعه جامعه مجازي ايران گفت: توسعه جامعه مجازي نيازمند افزايش پهناي باند براي شهروندان و آسان كردن دسترسي شهروندان به اينترنت و امكانات فناوري اطلاعات است.
عكس از ايرنا - مريم زبان‌دان ‪۱۶۳۳/۹۱۲۷‬
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت 19:23  توسط دکتر اصغر مهاجری  | 

مدیر کل  شوراهای وزارت کشور در کنفرانس خبری اولین همایش و جشنواره توسعه جامعه مجازی ایران ایجاد توسعه جامعه مجازی و شبکه های الکترونیکی را در به حداقل رساندن فساد بوروکراتیک و انحرافات سازمانی موثر و کارآمد ارزیابی کرد.
به گزارش دبیرخانه اولین همایش و جشنواره توسعه جامعه مجازی ایران، دکتر اصغر مهاجری، در این کنفرانس خبری ضمن تأکید بر لزوم برگزاری چنین همایشی، به بررسی دستاوردهای این همایش پرداخت و گفت: از مهمترین دستاوردهای اولین همایش و جشنواره توسعه جامعه مجازی ایران وحدت باورنکردنی بخش خصوصی با بخش دولتی است که حاصل آن می تواند شفاف سازی روز افزون و تحقق عدالت اجتماعی باشد که این اهداف فساد بوروکراتیک و انحرافات سازمانی را به حداقل می رساند.
مهاجری ایجاد شهر مجازی، اجرای کارگاه های آموزشی برای خانواده ها، طراحی نرم افزارهای آموزشی برای ایجاد بورس الکترونیک و کاهش آسیب های اجتماعی از طریق شبکه های مجازی را از دستاوردهای اساسی این همایش عنوان و تصریح کرد: دسترسی آسان معلولان به مطالبات شهروندی و در این میان، دسترسی سهل و آسان به فناوری ارتباطات و اطلاعات، در کنار مباحثی چون درمان اعتیاد به عنوان یک آسیب اجتماعی از طریق شبکه های مجازی از جمله مسائلی است که دبیرخانه دائمی توسعه جامعه مجازی ایران به آن دست یافته است.
وی ضمن دعوت از خانواده ها برای شرکت در کارگاه های آموزشی در زمینه اینترنت و فناوری های ارتباطی، گفت: فیلترینگ برخی از سایت ها برای ایجاد فضایی پاک و ایمن است. فیلترینگ باعث می شود فضای عمومی از آلودگی های مبرا شده و خانواده های بتوانند در کنار فرزندان خود از این فضای عمومی بیشترین استفاده را ببرند. به همین منظور، کارگاه های آموزشی برای آشنایی بیشتر خانواده ها و فرزندان آنان ترتیب داده شده است.
محمد کامبد، دبیر اولین همایش و جشنواره توسعه جامعه مجازی ایران، گفت:  مهمترین هدف دبیرخانه دائمی توسعه جامعه مجازی ایران، فرهنگ سازی در زمینه فناوری اطلاعات و ارتباطات (ITC) است.
کامبد، ضمن تأکید بر اهداف این همایش، به تشریح برنامه های این همایش و جشنواره چهار روزه پرداخت.
مهندس مهدی افراسیابی، معاون سازمان صدا و سیما و رئیس هیات مدیره سروش سیما نیز در این کنفرانس خبری به نقش و اهمیت توسعه جامعه اطلاعاتی در ایران نرداخت.
وی ، بر ضرورت توجه به لوازم و ابراز توسعه تاکید کرده و گفت: همواره زمینه توسعه فناوری ارتباطات و اطلاعات دو رویکرد وجود دارد؛ رویکردی که کاملاً این امر را اجتناب ناپذیر می داند و هرگز مقاومت در برابر آن را برنمی تابد. در مقابل رویکردی دیگر که با توسعه (ITC) در ایران مخالف است و آن را مضر می داند.
وی رویکرد واقع بینانه را رویکردی دانست که هم برضرورت توسعه فناوری شبکه مجازی تاکید می کند و هم رویکردی آسیب شناسانه به موضوع دارد.
افراسیابی افزود: متاسفانه هیچ وقت نتوانسته ایم راه حل جامع و واحدی در خصوص مشکلات خود ارائه کنیم؛ اما این همایش نوید بخش رسیدن به چنین امری خواهد بود. 
افشار قاسمی، معاون سازمان فناوری اطلاعات و ارتباطات شهرداری تهران، نیز که  در این کنفرانس خبری، سخن می گفت؛ ضمن تاکید بر فرهنگ سازی در زمینه ارائه و استفاده از خدمات (ITC) ، افزود: بحث ارائه خدمات مجازی در شهرداری تهران به دهه پنجاه باز می گردد که طی این مدت روند مناسبی نیز در این خصوص طی شده است.
وی افزود: امروز نیز ارائه خدمات مجازی در دستور کار شهرداری است. البته ما با مشکلات زیادی در این خصوص مواجه بوده و هستیم.
افشار قاسمی به برخی از دستاوردهای شهرداری در خصوص خدمات مجازی اشاره کرد و افزود: سامانه نظارت همگانی 1888، طرح جهادی 137، استقرار شهر الکترونیک، خرید آن-لاین از فروشگاه های شهروند را در کنار خدمات الکترونیکی حدود 12سازمان مرتبط با   شهرداری از جمله دستاوردهای شبکه مجازی در شهرداری است.
بخش پایانی این کنفرانس خبری به پرسش های خبرنگاران در خصوص همایش توسعه جامعه مجازی ایران و ارائه تفصیلی برنامه ها توسط دبیر همایش اختصاص داشت.
اولین همایش و جشنواره توسعه جامعه مجازی ایران به مدت چهار روز از تاریخ 28 آذر ماه در تالار بزرگ کشور برگزار خواهد شد.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیستم آذر 1385ساعت 19:55  توسط دکتر اصغر مهاجری  | 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی 1384ساعت 11:22  توسط دکتر اصغر مهاجری  | 

معاون امورشوراهاي وزارت كشور گفت: شوراهاي اسلامي قلب تصميم‌سازي اجرايي محلي و وجدان بيدار جمعي جامعه هستند.

دكتر"اصغر مهاجري" روز سه‌شنبه در همايش شوراهاي اسلامي فرادستي در اراك افزود: ايجاد فهم و باور واحد در ارتقاي متوسط آگاهي جامعه ازضرورت وجود شوراهاي اسلامي موثراست.

وي گفت: دانشگاه‌ها، وزارت علوم، آموزش و پرورش و خانواده‌ها مسوول ايجاد فهم مشترك و رسيدن به باور شورايي در جامعه هستند و بايد با مشاركت بيشتر اين مهم را محقق كنند.

وي افزود: شوراها فرياد دورني رنج‌هاي مردم جامعه هستند كه بايد خوراك مناسب اجرايي و فكري را براي مديران و مسوولان مهيا كنند.

دكتر مهاجري از شوراها به عنوان ركن تصميم‌سازي مردمي ياد كرد وگفت: با با شكل‌گيري كار شوراي حلقه مفقوده ملت و دولت در كشور پر شد.

وي افزود: قابليت‌ها و ظرفيت‌هاي شوراها در استفاده از اختيارات قانوني است كه بايد نواقص موجود اين قانون هرچه زودتر رفع شود.

وي گفت: شوراهاي فرادستي عصاره تصميم‌سازي و دانش و تخصص نخبگان منطقه‌اي است و اين نهادها بايد هر چه بيشتر تقويت شوند.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1384ساعت 22:49  توسط دکتر اصغر مهاجری  | 

سنگين‌ترين هزينه‌هاي پژوهشگران براي ورود به دنياي دانش را هزينه‌هاي اجتماعي عنوان كرد و اظهار داشت: براساس يافته‌هاي يك پژوهش كه با بررسي نظرات دانشگاهيان پژوهشگر دانشگاه‌هاي تهران انجام شده تنها حدود 6 درصد پژوهشگران آماده پرداختن هزينه‌هاي اجتماعي و 16 درصد آماده پذيرش پرداخت هزينه‌هاي رواني و 78 درصد آماده پذيرش هزينه‌هاي مالي هستند، لذا سنگين بودن اين هزينه‌ها مانع ورود آنها به دنياي پژوهش مي‌شود.

اين جامعه شناس احساس ناامني و ترس، محروميت‌هاي سياسي و اجتماعي و انزوا را از هزينه‌هاي اجتماعي، از دست دادن سلامت جسمي، اضطراب و افسردگي را از هزينه‌هاي رواني و كاهش استراحت، خواب مناسب و تفريح و پرداخت هزينه‌هاي مادي و از دست دادن فرصت‌هاي موفقيت‌آميز را از جمله هزينه‌هاي مادي در امر پژوهش اعلام كرد كه سبب شده است كنشگران به دنياي پژوهش وارد نشده و فرصت پژوهش از آنان گرفته شود.

مهاجري با اشاره به اينكه اين قبيل هزينه‌ها پژوهشگران را به انجام فعاليت‌هاي عام علمي سوق داده و از پداختن به انجام فعاليت‌هاي خاص دور كرده، موانع پژوهش و دانش را از بدخيم‌ترين موانع توسعه اجتماعي دانست كه كالبدشكافي و جراحي و درمان آن از ضروري‌ترين سياست‌هاي اجتماعي است.

وي به مطالعات انجام شده در زمينه موانع پژوهش و عوامل نازايي دانش در ايران اشاره و ابراز عقيده كرد كه در شرايطي كه پژوهش امروز مشكلات و مسائل سترگي را در جهان حل مي‌كند، در ايران خود پژوهش به مسأله‌اي سترگ تبديل شده است.

اين جامعه‌شناس با تاكيد بر ضرورت انجام پژوهش‌ در زمينه نظام پژوهش كشور اظهار داشت: نظام پژوهشي كشور دچار آسيب و بحران هويت بوده و كالبد شكافي و آسيب‌شناسي آن الزامي است.

به عقيده وي مشكل پژوهش در ايران حل نشده و روز به روز هم بيشتر مي‌شود، به طوري كه بيشتر پژوهش‌ها در ايران «مسأله مدار» نبوده و مشكلات جامعه را حل نمي‌كنند، بلكه «موضوع مدار» و سفارشي هستند.

مهاجري با اشاره به اين كه پژوهش‌ها در ايران بهنگام و كارآمد نيست، ابراز عقيده كرد: معمولا براي پژوهش بودجه‌هاي مناسبي اختصاص نيافته و پژوهش‌ها با ملاحظاتي سياسي همراه است.

اين پژوهشگر با اعتقاد به اينكه پژوهش در ايران نهادينه نشده و تشريفات و تمركز اداري بر آن سايه افكنده است، گفت: هدف و راهبردي ملي در پژوهش كشور دنبال نمي‌شود و تنوع سازمان‌هاي پژوهشي مانع از دستيابي به نظامي منسجم و كارآمد در عرصه پژوهش كشور شده است.

وي با بيان اينكه انتشارات پژوهشي و دانشگاهي كند صورت گرفته و فرصت‌هاي مطالعاتي، تجهيز و ايجاد فرصت‌هاي مناسب براي انجام پژوهش‌هاي به روز نارساست، ابراز عقيده كرد: در فرآيند پژوهش و بازار عرضه و تقاضاي خدمات پژوهشي، در بسياري موارد «رابطه» به جاي «ضابطه» حاكم است.

اين جامعه‌شناس تصريح كرد: بر اساس مطالعه صورت گرفته از پشت 5 دوربين نظري و تئوري در كشور، عامل جامعه‌پذيري علمي در ايران و فرآيند ناقص آن از موانع پژوهش عنوان شده است.

وي افزود: نگرش‌ها به پژوهش و علاقه و باور به اين مقوله نشان داده است بين سبد هزينه‌ها و سبد پاداش‌ها توازني برقرار نبوده و ساختار سازماني پژوهش در ايران دچار نابساماني و نامتوازني شده است، به طوري كه كاركردهاي منفي توليد كرده و از لحاظ نقشه‌هاي پژوهشي و پايگاه‌هاي سازمان پژوهشي دچار مشكل هستيم.

به گفته وي براساس مطالعات انجام شده 42 درصد اساتيد دانشگاهها كه به فعاليت‌هاي پژوهشي مشغول هستند، رتبه مربي داشته و تنها 34 درصد استاديار و 6 درصد رتبه دانشياري دارند.

مهاجري اين وضعيت را نامناسب توصيف كرد و گفت: در اين شرايط، ساختار هيات علمي در نظام دانشگاههاي ما دچار مشكل است و سوابق شغلي و مديريتي افرادي كه در سازمان پژوهش و دانش مشغول فعاليت هستند مناسب نيست.

اين پژوهشگر تصريح كرد: بيشتر اساتيد در رشته‌هاي دانشگاهي به صورت نامتوازن و غيرمتعادل توزيع شده‌اند و توزيع آنها از يك نگرش سيستمي برخوردار نيست.

مهاجري اظهار داشت: پايگاه اقتصادي اساتيد دانشگاه و پژوهشگران جاي تامل داشته و اكثريت آنان دچار دغدغه نان و برآوردن نيازهاي اوليه درآمد ماهيانه خود هستند.

وي با اشاره به اين كه در اين شرايط اساتيد و پژوهشگران به جاي پژوهش، علاقه به كار حق‌التدريسي دارند، يادآور شد: سازمان دانش و پژوهش از يك وضعيت بسامان و ساختار صحيح برخودار نيست.

به گفته مهاجري در بحث ناقص بودن فرآيند جامعه‌پذيري علمي در ايران، اكثر اساتيد در يادگيري روشهاي كمي و رياضي و فرآيند جامعه‌پذيري زبان خارجي دچار مشكل بوده و نمرات آنها متوسط به پايين است.

اين جامعه‌شناس مدعي شد: مجموعه عوامل درون و برون سازماني در داخل و خارج دانشگاه‌ها و دروازه‌هاي ورود و خروج به دنياي اطلاعات و مراكز اطلاعاتي در نزد پژوهشگران ايراني ضعيف بوده و آنان براي ورود به بازارهاي اطلاعاتي و داد و ستد كردن اطلاعات دست‌هاي توانمندي ندارند و مجموعه عوامل فرهنگي، اقتصادي، و اجتماعي، كنشگران دانش و پژوهش را در بازار دانش و پژوهش و اطلاعات كند كرده است.

مهاجري با طرح اين ادعا كه هنوز بسياري از پژوهشگران قادر به استفاده صحيح از شبكه‌هاي اينترنتي و سايت‌هاي اطلاعاتي به زبان انگليسي نيستند، به ايسنا گفت: بيشترين نحوه ارتباط ما با كنشگران دانش و پژوهش در داخل و خارج از كشور يكطرفه بوده و 80 درصد ارتباطات ما را تشكيل مي‌دهد و تنها 16 درصد ارتباطات ما تعاملي و 4 درصد مشاركتي است، اين در حاليست كه دانش محصول تعامل و ارتباط مشاركتي است و پژوهشگران ما در اين زمينه مشكل دارند.

به گفته وي در نوع ارتباطات با واسطه كه كار با ابزارهاي رايانه‌اي انجام مي‌شود، 58 درصد كنشگران دانش و پژوهش مي‌توانند از ارتباطات باواسطه استفاده كرده و 42 درصد توانايي استفاده از اين نوع ارتباطات را ندارند.

اين پژوهشگر تصريح كرد: در عوامل ارتباطي همچون همايش‌ها و مجلات بيشتر اين ارتباطات دروني بوده و كمتر با بيرون ارتباط برقرار مي‌شود. به طوري كه 61 درصد آنها از نوع مصرفي بوده و توليدي نيست، لذا سطح ارتباط ما در اين زمينه 63 درصد «متوسط» و «متوسط به پايين» است.

وي در ادامه كم‌جامع‌پذير بودن علمي و عدم فرآيند كامل جامع‌پذيري علمي در نزد دانشگاهيان و پژوهشگران ايراني، نبودن عامل انگيزش براي ورود به دنياي پژوهش و انجام بهينه پژوهش و عامل‌هاي نگرشي، ارتباطاتي و ساختاري و سازماني را از دلايل عمده موانع پژوهشي در ايران برشمرد و اولين پيشنهاد و راهكار براي حل اين مشكل را پرداختن به عامل جامع‌پذيري علمي دانست و خاطرنشان كرد: تغيير و بازنگري در ساختار آموزشي سازمان دانشگاه‌ها، تغيير و كاربردي شدن شيوه‌هاي آموزشي و تكنيك‌هاي آموزش زبان خارجي، تغيير در نحوه آموزش و افزايش تعداد واحدهاي درسي به لحاظ روش‌هاي كلي، رياضي و آمار و كاربردي كردن آن، بازنگري در تعداد واحدهاي درسي روش‌هاي پژوهشي و شيوه‌هاي آموزش آن از سوي اساتيد و مدرس‌ها و تدريس و آموزش آن به صورت كارگاهي و علمي، ارزيابي و كنترل فرايند انجام پايان‌نامه‌ها و منوط كردن فارغ‌التحصيلي دانشجويان در مقاطع تحصيلي به ويژه ليسانس به پژوهش كردن، باز توليد و به روز شدن شيوه‌ها و تكنيك‌هاي علمي پژوهش و شكل گرفتن حلقه‌ها و زنجير‌هاي نظري در نظام سازمان دانش و قرار گرفتن پژوهشگران جوان در كانال اين حلقه‌ها از ديگر راهكارهاي پيشنهادي براي حل موانع پژوهش در ايران است.

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم دی 1384ساعت 22:41  توسط دکتر اصغر مهاجری  |