دوشنبه، 2 خرداد 1384 ساعت 09:40
تهران ، خبرگزاری سینا - مژگان فرجی
.::برای دیدن در ادامه ی مطلب کلید کننید ::.
دكتر"اصغر مهاجري" روز سهشنبه در همايش شوراهاي اسلامي فرادستي در اراك افزود: ايجاد فهم و باور واحد در ارتقاي متوسط آگاهي جامعه ازضرورت وجود شوراهاي اسلامي موثراست.
وي گفت: دانشگاهها، وزارت علوم، آموزش و پرورش و خانوادهها مسوول ايجاد فهم مشترك و رسيدن به باور شورايي در جامعه هستند و بايد با مشاركت بيشتر اين مهم را محقق كنند.
وي افزود: شوراها فرياد دورني رنجهاي مردم جامعه هستند كه بايد خوراك مناسب اجرايي و فكري را براي مديران و مسوولان مهيا كنند.
دكتر مهاجري از شوراها به عنوان ركن تصميمسازي مردمي ياد كرد وگفت: با با شكلگيري كار شوراي حلقه مفقوده ملت و دولت در كشور پر شد.
وي افزود: قابليتها و ظرفيتهاي شوراها در استفاده از اختيارات قانوني است كه بايد نواقص موجود اين قانون هرچه زودتر رفع شود.
وي گفت: شوراهاي فرادستي عصاره تصميمسازي و دانش و تخصص نخبگان منطقهاي است و اين نهادها بايد هر چه بيشتر تقويت شوند.
اين جامعه شناس احساس ناامني و ترس، محروميتهاي سياسي و اجتماعي و انزوا را از هزينههاي اجتماعي، از دست دادن سلامت جسمي، اضطراب و افسردگي را از هزينههاي رواني و كاهش استراحت، خواب مناسب و تفريح و پرداخت هزينههاي مادي و از دست دادن فرصتهاي موفقيتآميز را از جمله هزينههاي مادي در امر پژوهش اعلام كرد كه سبب شده است كنشگران به دنياي پژوهش وارد نشده و فرصت پژوهش از آنان گرفته شود.
مهاجري با اشاره به اينكه اين قبيل هزينهها پژوهشگران را به انجام فعاليتهاي عام علمي سوق داده و از پداختن به انجام فعاليتهاي خاص دور كرده، موانع پژوهش و دانش را از بدخيمترين موانع توسعه اجتماعي دانست كه كالبدشكافي و جراحي و درمان آن از ضروريترين سياستهاي اجتماعي است.
وي به مطالعات انجام شده در زمينه موانع پژوهش و عوامل نازايي دانش در ايران اشاره و ابراز عقيده كرد كه در شرايطي كه پژوهش امروز مشكلات و مسائل سترگي را در جهان حل ميكند، در ايران خود پژوهش به مسألهاي سترگ تبديل شده است.
اين جامعهشناس با تاكيد بر ضرورت انجام پژوهش در زمينه نظام پژوهش كشور اظهار داشت: نظام پژوهشي كشور دچار آسيب و بحران هويت بوده و كالبد شكافي و آسيبشناسي آن الزامي است.
به عقيده وي مشكل پژوهش در ايران حل نشده و روز به روز هم بيشتر ميشود، به طوري كه بيشتر پژوهشها در ايران «مسأله مدار» نبوده و مشكلات جامعه را حل نميكنند، بلكه «موضوع مدار» و سفارشي هستند.
مهاجري با اشاره به اين كه پژوهشها در ايران بهنگام و كارآمد نيست، ابراز عقيده كرد: معمولا براي پژوهش بودجههاي مناسبي اختصاص نيافته و پژوهشها با ملاحظاتي سياسي همراه است.
اين پژوهشگر با اعتقاد به اينكه پژوهش در ايران نهادينه نشده و تشريفات و تمركز اداري بر آن سايه افكنده است، گفت: هدف و راهبردي ملي در پژوهش كشور دنبال نميشود و تنوع سازمانهاي پژوهشي مانع از دستيابي به نظامي منسجم و كارآمد در عرصه پژوهش كشور شده است.
وي با بيان اينكه انتشارات پژوهشي و دانشگاهي كند صورت گرفته و فرصتهاي مطالعاتي، تجهيز و ايجاد فرصتهاي مناسب براي انجام پژوهشهاي به روز نارساست، ابراز عقيده كرد: در فرآيند پژوهش و بازار عرضه و تقاضاي خدمات پژوهشي، در بسياري موارد «رابطه» به جاي «ضابطه» حاكم است.
اين جامعهشناس تصريح كرد: بر اساس مطالعه صورت گرفته از پشت 5 دوربين نظري و تئوري در كشور، عامل جامعهپذيري علمي در ايران و فرآيند ناقص آن از موانع پژوهش عنوان شده است.
وي افزود: نگرشها به پژوهش و علاقه و باور به اين مقوله نشان داده است بين سبد هزينهها و سبد پاداشها توازني برقرار نبوده و ساختار سازماني پژوهش در ايران دچار نابساماني و نامتوازني شده است، به طوري كه كاركردهاي منفي توليد كرده و از لحاظ نقشههاي پژوهشي و پايگاههاي سازمان پژوهشي دچار مشكل هستيم.
به گفته وي براساس مطالعات انجام شده 42 درصد اساتيد دانشگاهها كه به فعاليتهاي پژوهشي مشغول هستند، رتبه مربي داشته و تنها 34 درصد استاديار و 6 درصد رتبه دانشياري دارند.
مهاجري اين وضعيت را نامناسب توصيف كرد و گفت: در اين شرايط، ساختار هيات علمي در نظام دانشگاههاي ما دچار مشكل است و سوابق شغلي و مديريتي افرادي كه در سازمان پژوهش و دانش مشغول فعاليت هستند مناسب نيست.
اين پژوهشگر تصريح كرد: بيشتر اساتيد در رشتههاي دانشگاهي به صورت نامتوازن و غيرمتعادل توزيع شدهاند و توزيع آنها از يك نگرش سيستمي برخوردار نيست.
مهاجري اظهار داشت: پايگاه اقتصادي اساتيد دانشگاه و پژوهشگران جاي تامل داشته و اكثريت آنان دچار دغدغه نان و برآوردن نيازهاي اوليه درآمد ماهيانه خود هستند.
وي با اشاره به اين كه در اين شرايط اساتيد و پژوهشگران به جاي پژوهش، علاقه به كار حقالتدريسي دارند، يادآور شد: سازمان دانش و پژوهش از يك وضعيت بسامان و ساختار صحيح برخودار نيست.
به گفته مهاجري در بحث ناقص بودن فرآيند جامعهپذيري علمي در ايران، اكثر اساتيد در يادگيري روشهاي كمي و رياضي و فرآيند جامعهپذيري زبان خارجي دچار مشكل بوده و نمرات آنها متوسط به پايين است.
اين جامعهشناس مدعي شد: مجموعه عوامل درون و برون سازماني در داخل و خارج دانشگاهها و دروازههاي ورود و خروج به دنياي اطلاعات و مراكز اطلاعاتي در نزد پژوهشگران ايراني ضعيف بوده و آنان براي ورود به بازارهاي اطلاعاتي و داد و ستد كردن اطلاعات دستهاي توانمندي ندارند و مجموعه عوامل فرهنگي، اقتصادي، و اجتماعي، كنشگران دانش و پژوهش را در بازار دانش و پژوهش و اطلاعات كند كرده است.
مهاجري با طرح اين ادعا كه هنوز بسياري از پژوهشگران قادر به استفاده صحيح از شبكههاي اينترنتي و سايتهاي اطلاعاتي به زبان انگليسي نيستند، به ايسنا گفت: بيشترين نحوه ارتباط ما با كنشگران دانش و پژوهش در داخل و خارج از كشور يكطرفه بوده و 80 درصد ارتباطات ما را تشكيل ميدهد و تنها 16 درصد ارتباطات ما تعاملي و 4 درصد مشاركتي است، اين در حاليست كه دانش محصول تعامل و ارتباط مشاركتي است و پژوهشگران ما در اين زمينه مشكل دارند.
به گفته وي در نوع ارتباطات با واسطه كه كار با ابزارهاي رايانهاي انجام ميشود، 58 درصد كنشگران دانش و پژوهش ميتوانند از ارتباطات باواسطه استفاده كرده و 42 درصد توانايي استفاده از اين نوع ارتباطات را ندارند.
اين پژوهشگر تصريح كرد: در عوامل ارتباطي همچون همايشها و مجلات بيشتر اين ارتباطات دروني بوده و كمتر با بيرون ارتباط برقرار ميشود. به طوري كه 61 درصد آنها از نوع مصرفي بوده و توليدي نيست، لذا سطح ارتباط ما در اين زمينه 63 درصد «متوسط» و «متوسط به پايين» است.
وي در ادامه كمجامعپذير بودن علمي و عدم فرآيند كامل جامعپذيري علمي در نزد دانشگاهيان و پژوهشگران ايراني، نبودن عامل انگيزش براي ورود به دنياي پژوهش و انجام بهينه پژوهش و عاملهاي نگرشي، ارتباطاتي و ساختاري و سازماني را از دلايل عمده موانع پژوهشي در ايران برشمرد و اولين پيشنهاد و راهكار براي حل اين مشكل را پرداختن به عامل جامعپذيري علمي دانست و خاطرنشان كرد: تغيير و بازنگري در ساختار آموزشي سازمان دانشگاهها، تغيير و كاربردي شدن شيوههاي آموزشي و تكنيكهاي آموزش زبان خارجي، تغيير در نحوه آموزش و افزايش تعداد واحدهاي درسي به لحاظ روشهاي كلي، رياضي و آمار و كاربردي كردن آن، بازنگري در تعداد واحدهاي درسي روشهاي پژوهشي و شيوههاي آموزش آن از سوي اساتيد و مدرسها و تدريس و آموزش آن به صورت كارگاهي و علمي، ارزيابي و كنترل فرايند انجام پاياننامهها و منوط كردن فارغالتحصيلي دانشجويان در مقاطع تحصيلي به ويژه ليسانس به پژوهش كردن، باز توليد و به روز شدن شيوهها و تكنيكهاي علمي پژوهش و شكل گرفتن حلقهها و زنجيرهاي نظري در نظام سازمان دانش و قرار گرفتن پژوهشگران جوان در كانال اين حلقهها از ديگر راهكارهاي پيشنهادي براي حل موانع پژوهش در ايران است.